۱۳۸۹ شهریور ۳۰, سه‌شنبه

پلمپ دفتر انجمن حمایت از حیوانات + عکس

حکیم مهر -  روز سه‎شنبه 23 شهریورماه دفتر انجمن حمایت از حیوانات پلمپ شد.
مسئولان انجمن می‌گویند‏‌، پلمپ این دفتر با چنان سرعتی انجام شد که ما حتی موفق نشدیم، چهار بچه گربه‌ای را که در دفتر بودند، ‏‌خارج کنیم‏‌ و مجبور شدیم برای نجات جان آنها از پنجره دفتر وارد شویم و بچه گربه‌ها را به بیرون از دفتر منتقل کنیم.
عبدالرضا باقری، مدیرروابط عمومی انجمن حمایت از حیوانات در رابطه با علت پلمپ این دفتر می‌گوید‏‌: ‌ما از علت چنین اقدامی بی‌اطلاعیم و این اقدام شهرداری اصلا منطقی نیست.


polirspc_0_89381.jpg

او ادامه می‌دهد: دفتر ما در ساختمانی تجاری قرار دارد، البته حتی اگر ساختمان تجاری هم نبود به دلیل اینکه ما سازمان مردم‌ نهاد (NGO) هستیم و سازمان‌های مردم‌نهاد می‌تواند در دفاتر مسکونی هم فعالیت داشته باشند، نباید پلمپ می‌شدیم.
مدیر روابط عمومی انجمن می‌گوید: ما در دفتری که پلمپ شد هیچونه فعالیت تجاری انجام نمی دادیم و شرکت ما هم ثبت سازمان شرکت‌ها است‏‌ و فعالیت ما هم که آن را دفاع از حقوق حیوانات تعریف کرده‌ایم، کاملا قانونی است و هیچ دلیلی برای پلمپ دفتر وجود نداشته است.
او در پاسخ به این سوال که گمان نمی‌کنید، اعتراض همسایه‌ها باعث پلمپ این دفتر شده باشد، ‌می‌گوید:‌ امکان ندارد که همسایه‌ها شکایتی داشته باشند، ‏‌چون در این دفتر رفت و امد خیلی کم انجام می‌شود و حیوانات هم در این دفتر نگهداری نمی‌شوند و روزی هم که دفتر پلمپ شد، خیلی اتفاقی چهار بچه گربه در آنجا بودند و قرار بود عصر همان روز گربه ها از آنها به شخصی تحویل داده شوند.
باقری می گوید: چندی پیش به دستور وزارت ارشاد حکمی صادر شد که بر اساس آن درج آگهی مربوط به حیوانات در نشریات با استناد به فتوای آیت الله مکارم شیرازی ممنوع است که به دنبال آن انجمن نامه به این مرجع عالیقدر نوشت و منتظر استفتاء از جانب ایشان بودیم که دفتر پلمپ شد.
او ادامه می دهد: ‌البته در تماس تلفنی که با دفتر آیت الله مکارم شیرازی داشتیم‏‌، گفتند چنین فتوایی از سوی ایشان صادر نشده و قرار است که در این باره پاسخ ارسال شود.
مدیرروابط عمومی انجمن دفاع از حیوانات در پاسخ به این سوال که آیا انجمن هیچگونه آگهی در رابطه با خرید و فروش حیوانات منتشر کرده است یا خیر، می گوید:‌ انجمن هرگزچنین آگهی هایی نداده است اما وجود چنین آگهی هایی در نشریات لازم است زیرا حیوانات نیاز به غذا و دارو و دکتر دارند و اگر چنین آگهی‌هایی وجود نداشته باشد کسانی که حیوانات خانگی نگهداری می کنند‏‌، چگونه باید اطلاعات لازم را به دست بیاورند؟
باقری اضافه می کند:‌ دفتر انجمن اجاره ای بوده و مالک خانه از روز چهارشنبه پیگیری های لازم را برای بازگشایی دفتر انجام داده‏‌ و در مراجعاتی هم که به شهرداری انجام شده ‏‌دفترهیچ‌گونه بدهی نداشته است‏‌، ظاهرا به مالک دفتر قول داده شده است که تا روز شنبه یا یکشنبه مشکل حل شود و دفتر انجمن دوباره بازگشایی شود.

این پلمپ در حالی رخ داده که دکتر سید جاوید آل داود رئیس انجمن حمایت از حیوانات در پی پلمپ دفتر این انجمن در نامه به آیت الله مکارم شیرازی ، پلمپ دفتر را به نامه قبلی خود مرتبط دانسته و از این موضوع ابراز گلایه کرده است.

نکته جالب توجه آنکه وی در فراز پایانی این نامه از پیروی انجمن حمایت از حیوانات از دستورات دین مبین اسلام سخن گفته است. این در حالی است که انجمن حمایت از حیوانات با انتشار یک بروشور معروف برخلاف نظر مسلم مشهور فقهای اسلام حکمی فقهی را بدون ارائه دلیل محکم و منطقی زیرسؤال برده و به مردم توصیه کرده بود در این زمینه به فتوای خود عمل کنند!
گفتنی است مدیرمسئول حکیم مهر در تماس تلفنی با رئیس انجمن حمایت از حیوانات علت پلمپ دفتر این انجمن را جویا شد و در جریان چگونگی پلمپ قرار گرفت.
دکتر محمد لطفی‎زاده در گفتگو با دکتر آل داود ابراز امیدواری کرد که پلمپ به زودی رفع شود.
وی به تازگی از رئیس انجمن حمایت از حیوانات خواسته بود نسخه‎ای از پیش‎نویس "قانون حمایت از حیوانات" که توسط انجمن حمایت از حیوانات تهیه شده و از مجلس پنجم تاکنون معطل مانده را در اختیار مرکز مجازی پژوهشهای راهبردی دامپزشکی قرار دهد تا ضمن پرهیز از کاری تکراری، اقدام مثبت انجمن حمایت از حیوانات با جدیت بیشتری توسط این مرکز پیگیری شود.

درگفتگو با روزنامه رسمی دولت مطرح شد: احمدی‌نژاد: مجلس دیگر در راس امور نیست/ قوه مجریه قوه اول کشور است

احمدی نژاد با بیان اینکه قوه مجریه قوه اول کشور است، سخن حضرت امام(ره) مبنی بر اینکه «مجلس در راس امور است» را مربوط به دوران امام که پست نخست وزیری وجود داشته است، دانست.

به گزارش سرویس سیاسی «فردا» احمدی نژاد در گفتگویی مفصل با روزنامه ایران با اشاره به بحث استقلال قوا از یكدیگر خاطرنشان كرد: بعضی‌ها استقلال قوا را فقط برای قوه مقننه و قوه قضائیه می‌خواهند. اتفاقاً قوه مجریه، قوه اول كشور است، بعضی‌ها یك جمله حضرت امام(ره) را متعلق به زمانی كه نظام ما پارلمانی بوده برجسته می‌كنند، آن‌زمان رئیس‌جمهور مسئول اداره كشور نبوده بلكه نخست‌وزیر مسئول اداره كشور بوده كه از طریق مجلس انتخاب می‌شده است. آن موقع مجلس بالا‌ترین بود. اكنون در قانون اساسی قوه مجریه بار اصلی اداره كشور را بر دوش دارد و قوای دیگر باید كمكش كنند. ضمن این‌كه در قوه مجریه، جایگاهی است به‌نام ریاست جمهوری.
وی افزود: رئیس جمهوری علاوه بر این‌كه رئیس جمهور هست، رئیس دولت هم هست. رئیس جمهور بعد از رهبری بالاترین مقام كشور است، رئیس جمهور مجری قانون اساسی هم هست، این دیگر به استقلال قوا ربطی ندارد. مردم رأی مستقیم می‌دهند، رئیس‌جمهور كه انتخاب می‌شود، رئیس دولت است، رئیس قوه مجریه است، این یك قوه مستقل است. علاوه بر این‌ها رئیس‌جمهور مجری قانون اساسی هم است، مسئول امور اداری، برنامه، بودجه و استخدامی كشور شخص رئیس جمهور است. یعنی سایر قوا هم اگر بخواهند كار برنامه، بودجه، استخدامی و اداری داشته باشند مسئولش رئیس‌جمهور است. معنای این موضوع، دخالت در قوا و نقض استقلال قوا نیست.
توضیح درباره افراد و  گروههای منصوب به رئیس جمهور
احمدی‌نژاد در‌خصوص برخی افراد و گروه‌ها كه خود را منصوب به ایشان می‌دانند و علیه دولت هم فعالیت‌هایی دارند، گفت: كسانی هستند كه می‌گویند ما این دولت را سركار آوردیم، ستاد زدیم، تبلیغات كردیم. ما تشكر می‌كنیم از آنها اما نكاتی درباره این گروه‌ها می‌گویم، اولاً من در انتخابات گفته‌ام كه ستاد ندارم، اگر كسی هم كار كرد بعداً توقع نداشته باشد كه در اداره امور كشور دخالت كند، این نكته مهمی است، من قبلاً این را اعلام كرده‌ام كه وظیفه‌ام این است كه كاندیدا شوم. دوستان برای انجام وظیفه سخنرانی كرده‌اند. من تشكر می‌كنم از این‌كه انجام وظیفه كرده‌‌اند، اما حالا نباید توقع داشته باشند كه دولت مجری نظرات آنها باشد. اما حالا دولت باید بتواند كار خودش را بكند، بالاخره دولت تصمیم‌ می‌گیرد، یك عده خوششان می‌آید، یك عده خوششان نمی‌آید. البته این به این معنی نیست كه همه تصمیمات دولت درست است، ما هم اشتباه داریم، اما بررسی و اصلاح می‌كنیم ولی دولت نمی‌تواند اختیار خود را به كس دیگری بدهد. برخی رسانه‌ها هم هستند كه این گونه مسائل را مطرح می‌كنند.
حداکثر تعامل با قوا را داریم
احمدی‌نژاد در خصوص «اتحاد قوا» نیز اظهار داشت: ما واقعاً حداكثر تعامل با قوا را داریم. هر چقدر علیه ما انتقاد شود ما سكوت می‌‌كنیم. ما فكر می‌كنیم، سه قوه یكی هستند، تفكیك قوایی كه از غرب آمده در نظام اسلامی اصالت ندارد. حقیقت یك تقسیم‌كار است و خود كار یك موضوع بیشتر نیست، و آن ساختن ایران و خدمت به مردم و اجرای عدالت است. این كار تقسیم شده و هر كس گوشه‌ای از كار را می‌گیرد. همه اجزای یك مجموعه هستند ولی بنا بر یك منطقی باید تقسیم كار شود.
وی در پایان این مصاحبه با اشاره به این نكته كه همگی باید قدر نظام اسلامی را بدانیم، خاطرنشان كرد: واقعاً فضای جمهوری اسلامی یك نعمت الهی است، من به 80-70 كشور جهان سفر كرده‌ام، در بین مردم، دانشگاهیان و سیاستمداران آنها حضور یافته‌ام، هر روز هم دارم می‌خوانم، مردم ما هم دنیا را دیده‌اند، اهل دنیا‌گردی هستند، ایرانی‌ها به این مسئله خیلی علاقه‌‌دارند و خوب هم هست، چون روح ملت ایران بزرگ است و نگاهش جهانی است، مشكلاتی داریم اما بالاخره مسیرمان مسیر درستی است، با سرعت در مسیر خوب جلو می‌رویم، باید همه كمك كنیم، همدلی، برادری و هم افزایی باشد، همچنین امید و نشاط در جامعه باشد، كه تا حد بسیار بالایی الحمدلله هست، من اعتقادم این است كه این مسیری كه امروز در برابر ملت ایران باز شده، ادامه دارد، به لطف خدا هیچ عاملی دیگر نمی‌تواند تغییر در این راستا ایجاد كند و همه این دشمنی‌‌ها علیه ملت ایران به سنگ می‌خورد. همانطور كه گفتم آینده از آن ملت ایران‌است و مسیر هم مسیر خوبی است، این مشكلاتی را هم كه داریم ان‌شاءالله به فضل‌الهی در این سه سال دولت دهم، تا حد زیادی حل می‌شود.
وی ابراز امیدواری كرد دولت یازدهم دیگر در افق جهان بدرخشد، یعنی یك جایی باشد كه این انرژی ملت ایران در مناسبات جهانی رها شود. دیگر مشكل مسكن، ازدواج و این مشكلات جلو پای جوانان نباشد. همه با معیارهای جهانی وارد بشوند، رشد كنند و به جای مطلوب برسند.

حمید بقایی: احمدی نژاد كوروش زمان است

پنجره:به بهانه بررسی چالش‌ها و فرصت‌های سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری قرار گفت‌وگویی با حمید بقایی ریاست این سازمان گذاشتیم، ولی بحث داغ منشور كوروش و این سازمان پرحاشیه، مباحث را به جایی كشاند كه شاید بتوان از آن به‌عنوان یك گفت‌وگوی جنجالی تعبیر كرد.
آقای بقایی با توجه به بحث منشور كوروش كه بحث داغ روز است، لطف كنید تاریخچه منشور و ابعاد سیاسی، فرهنگی و اجتماعی حضور آن را در ایران بیان كنید؟
در حدود ٢٥ قرن پیش، پس از فتح بابل توسط ایرانیان، به دستور كوروش، پادشاه وقت ایران، فرمانی به ارتش ایران صادر می‌شود. این فرمان شامل مواردی همچون عدم برخورد تند نظامیان با مردم، احترام به آحاد جامعه و آزاد كردن بردگان بوده است.
در حالی‎كه در آن روزگار رسم بر این بوده است كه وقتی شهری تصرف می‌شد، به‌خصوص اگر در مقابل قوای مهاجم مقاومت نیز می‌كرد، تمام مردمان آن شهر قتل‌عام می‌شدند و در ضمن، شهر را نیز ویران می‌كردند.
این موضوع در كتیبه‌های تاریخی مورد اشاره قرار گرفته است. در تاریخ، جلوتر هم كه می‌آییم، می‌بینیم مثلا وقتی تیمورلنگ در خاطراتش درخصوص حمله به ایران اشاره می‌كند، می‌آورد: وقتی به ایران حمله كردم قبل از آن پیك فرستادم و گفتم كه اگر تسلیم شوید، فقط اموال‎تان را می‌گیرم و كاری با جان و ناموس شما ندارم، ولی اگر تسلیم نشوید، همه شما را از دم تیغ خواهم گذراند.
از این جهت، می‌بینیم بسیاری از شهرهایی كه تیمور از بین می‌برد، به علت مقاومت اولیه آن‌ها بوده است. اما در استان فارس به علت مذاكره حاكم آن با تیمور این اتفاق رخ نمی‌دهد. این روالی ‌بوده كه در گذشته وجود داشته است.
وقتی خوب دقت كنیم می‌بینیم در زمانی‌كه چنین رفتاری عادی بوده، اما از سوی یك حاكم و یك كشور پیروز با مردم مغلوب بابل برخورد متفاوت صورت می‌گیرد.
از سوی دیگر وقتی 2 هزار و 500 سال پیش یك شخص به نمایندگی ملتی می‌آید و برده‌داری را لغو می‌كند و فرمان به رعایت حقوق مردم می‌دهد، خود نشان‌دهنده یك جامعه و فرهنگ متمدن است.
این امر تنها به كوروش اختصاص ندارد، بلكه نشان‌دهنده فرهنگ غنی جامعه ایران است كه پذیرای چنین رفتاری از سوی حاكم خود بوده است.
پس با توجه به بستر زمانی و مكانی صدور منشور كوروش، باید آن را یك فرمان جامع از نظر علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی ارزیابی كنیم. منشور، ١٣٠ سال پیش در خرابه‌های شهر بابل (عراق امروزی) توسط شخصی به نام رسام كه آسوری مذهب و تبعه انگلیس بود، پیدا  و به موزه بریتانیا منتقل شد.
در مرحله اول فكر می‌كنند كه منشور كوروش یك كتیبه بابلی است، ولی بعد از مطالعه و ترجمه متن متوجه می‌شوند كه متعلق به كوروش بوده و اشاره به فرمانی تاریخی دارد.
سال 1971 متن منشور را به‌عنوان اولین اعلامیه حقوق بشر در سازمان ملل ثبت می‌كنند و مولاژی از آن ساخته شده و در سازمان ملل قرار می‌گیرد.
 برخی رسانه‌های خارجی، رونمایی از منشور را در جهت كسب مشروعیت دولت در میان طبقه میانی جامعه، تحلیل كردند؛ نظر شما در این خصوص چیست؟
در مرحله اول باید بگویم دولت هیچ نیازی به این‌گونه امور ندارد؛ اگر به كارهایی كه آقای احمدی‌نژاد انجام داده دقت كنیم، می‌توانیم بگوییم آقای احمدی‌نژاد، كوروش زمان است. آقای احمدی‌نژاد با مواضعی كه در مقابل آمریكا در سازمان ملل گرفته، به نوعی كوروش زمان است.
 در محافل رسانه‌ای می‌گویند بعد از معرفی شما توسط آقای مشایی به رییس‌جمهوری، شما راه خود را رفته‌اید و به برنامه‌ها وتفكرات ایشان اهمیت نداده‌اید؛ مانند بحث هتل‌سازی و سرویس‌های بین‌راهی و ...؟
خیر، بنده در زمان آقای مشایی، قائم مقام سازمان بوده‌ام و در جریان همه كارها و اهداف قرار داشته‌ام و در حال حاضر هم همان اهداف و پروژه‌ها را دنبال می‌كنیم.
 پس از سه سال اتمام مأموریت كاری خود در این جایگاه، چه شغلی را در نظر گرفته‌اید؟
بنده حساب كردم سه سال دیگر مردادماه بازنشسته هستم. یعنی درست قبل از تشكیل دولت بعدی؛ ضمن این‌كه تا سه سال آینده خدا بزرگ است. یك سیب را به آسمان كه بیندازی، هزار چرخ می‌خورد تا به زمین برسد.
 برخی افراد در مباحثی همچون انتقال كارمندان دولت به شهرستان‌ها، پیش‌قدمی سازمان تحت امر شما را به نوعی خودنمایی در حضور ریاست محترم جمهوری تعبیر می‌كنند؛ نظر شما در این باره چیست؟
این حرف‌ها حرف‌های پیش‎ پا‎افتاده‌ای است. به‌عنوان مثال اگر ما بخواهیم عمارت مسعودیه را به كسی بدهیم، نمی‌توانیم كارمندان پژوهشگاه را به ساختمان دیگر منتقل كنیم. آیا این راحت‌تر است یا انتقال به شیراز؟ مگر بنده با آقای رییس‌ جمهوری فاصله دارم كه با این‌گونه اقدامات بخواهم آن را كم كنم، و یا با این روش خود را شیرین كنم. در ضمن آقای رییس‌جمهوری آن‌قدر دغدغه دارند كه این موضوع در برابر آن هیچ است.
مگر ما ترش یا تلخ هستیم كه بخواهیم خود را شیرین كنیم؟ این مباحث غیركارشناسی و از سر بیكاری است كه متأسفانه بعضی از رسانه‌ها به آن دامن می‌زنند، در حالی‌كه شأن رسانه باید از این بیشتر باشد.
 درخصوص انتصابات مدیریتی و افزایش تعداد مدیران زن در سازمان میراث فرهنگی، نظر شما چیست؟
نخست این‌كه بحث انتصاب خانم‌ها در مشاغل حساس از خود دولت شروع شد، مخصوصا با انتصاب وزرای زن توسط ریاست محترم جمهوری، و دوم این‌كه ٦٠ درصد از پرسنل سازمان میراث فرهنگی خانم‌ها هستند و با ظرفیت‌ها و استعدادهای بسیار خوبی كه  از خود نشان داده‌اند، مستحق احراز این پست‌ها بوده‌اند. در بحث صنایع دستی دیدیم كه بهترین كسی كه می‌تواند آن را اداره كند یك خانم است. به علت این‌كه بخش عمده صنعتگران ما در این حوزه،  خانم‌ها هستند.
البته در این‌جا شاید بحث انتقاد به جنیست‌ وجود داشته باشد یا انتقاد به توانایی‌های فردی این جنسیت‌ها. اگر به جنیست ایراد دارند، توصیه می‌كنم بروند احكام دینی را بخوانند یا همان منشور كوروش را مطالعه كنند كه همه این موارد را رد كرده است.
ما به جای توجه به جنیست باید به دنبال محصول كار باشیم. خانم دانیالی در حوزه كاری خود بسیار خوب كار كرده است و خروجی آن هم مشخص است. با مقایسه گذشته و حال می‌توان به‌خوبی به این نتیجه رسید. خانم اردكانی از وقتی كه به موزه ملی ایران رفته، بهترین دستاوردش همین منشور كوروش است. از سوی دیگر، از ٩٠ مدیر ارشد این سازمان فقط سه نفر آن خانم هستند كه چیزی در حدود ٣ درصد را نشان می‌دهد؛ پس نتیجه می‌گیریم این بحث، علمی و منطقی نیست.
 درخصوص اجبار خانم‌ها به سر كردن چادر چطور؟
بنده اعتقاد دارم كه چادر حجاب برتر است. منتهی به این‌گونه نیست كه هر كس چادر نداشته باشد، پس حجاب ندارد. نه شرع، نه قانون و نه اخلاق ما را مجاز به ورود در این حوزه نكرده است.
حجاب و شئون اسلامی باید در محیط اداری مراعات شود، حال اگر كسی می‌خواهد با چادر بیاید یا مانتو مربوط به مسائل شخصی خودش است. مهم این است كه خانم‌ها و آقایان در محیط كاری عفت را مراعات كنند.
در این خصوص هیچ تفاوتی بین زن و مرد نیست، همان‌طور كه رییس‌جمهوری محترم گفته‌اند، چرا ما در بحث حجاب و عفت فقط یقه خانم‌ها را می‌گیریم در حالی‌كه مردان نیز باید رعایت كنند.
در بعضی از مواقع مردها بیشتر مفسده ایجاد می‌كنند. در واقع میراث فرهنگی همین موارد است، نه نگهداری سنگ و كلوخ. منشور كوروش یك تكه استوانه است و به خودی خود ارزشی ندارد، بلكه آن‌چه ارزشمند است، محتوای آن است و الا با یك‌بار دیدن  منشور، كار تمام است.
   مطلبی است كه می‌گویند دولت نهم و دهم مدیران خود را می‌خورد؛ درخصوص مثلا آقای ... (از مدیران سابق میراث) نظرتان چیست؟
بگذارید سئوال را با یك مثال پاسخ دهم، سال‌ها پیش در حضور كسی در مورد این موضوع بحثی در گرفت، آن شخص در جواب به بنده گفت: دست روی دلم نگذارید.من اعتقاد دارم آقای ... روزی باید جواب خدا را بدهد، حرف‌هایی كه درخصوص ... در رسانه راه افتاد، از طرف ایشان بود.
اگر حكم به حفظ آبروی افراد نبود، می‌گفتم كه نامبرده به چه علت از این سازمان اخراج شده است. در حالی‌كه ایشان چه حرف‌هایی پشت یك زن شوهردار و با آبرو راه نینداخت.
 مشكلات عمده شما در حوزه كاری خود چیست؟
مشكلات میراث را می‌توان در چند بخش عنوان كرد، اولین مشكل درخصوص ساختار مدیریتی و تشكیلاتی میراث است. میراث باید در بعد دانش و نیروهایش به روز می‌شد و به مرور زمان در آن جوان‌گرایی اتفاق می‌افتاد.
متأسفانه افكاری كه در سازمان میراث فرهنگی وجود داشته، افكار به‌روزی نبوده و به همین دلیل ما در خیلی جاها با مشكل مواجه هستیم و این افكار با شرایط جامعه هم‌خوانی ندارد. مانند بحث حریم‌های میراث فرهنگی در شهرها.
 منظور شما این است كه تعیین ضوابط حریم‌ها با مشكل مواجه بوده است.
بله، به‌عنوان مثال ما در جایی رفته و حریم تعیین كرده‌ایم، حال با رشد امكانات شهری و نیازهای مختلف خدمات شهری، مانند گازكشی كه ٢٠ سال پیش به خیلی از نقاط نرسیده بوده و حالا با گذشت این زمان گازكشی به آن نقطه رسیده است. در حالی‌كه ما آن منطقه را حریم اعلام كرده‌ایم و اجازه هیچ كار عمرانی به آن نمی‌دهیم. از سویی دیگر ضوابط حریم نیز حاضر به عقب‌نشینی از موضع خود نیست، در حالی‌كه شاید آن ضابطه صحیح نبوده و هیچ تأثیری در كار نداشته باشد چون خود بناها به خودی خود در حال خراب شدن هستند و ضوابط ما نیز هیچ راه‌كاری در این خصوص ندارند.
 منظور شما این است كه ضوابط حریم‌ها تغییر می‌كند؟
بله، این موضوع در حال بررسی است به‌عنوان مثال شهر طوس، سال‌ها بود می‌گفتند به این منطقه گازكشی نشود و ممكن است اتفاقاتی بیفتد، اما امسال ما اجازه این كار را دادیم، گفتیم گازكشی با رعایت ضوابط میراث، می‌تواند انجام گیرد. و هیچ اتفاقی نخواهد افتاد.
سازمان در حال حاضر با برون‎سپاری امور در جهت رفع این مشكلات اقدام كرده‌ است.
 برون‌سپاری شما مبتنی بر اصل ٤٤ است؟
دقیقا! مثلا در حال حاضر برای تعیین حریم، به جای این‌كه كارشناس سازمان اقدام به این امر كند، كار به شركت‌های پیمانكاری كه دارای رتبه تأیید شده در این خصوص هستند سپرده می‌شود همچنین در سایر حوزه‌ها مانند مرمت، باستان‌شناسی و...
  بودجه سازمان چقدر است و نحوه هزینه‌های آن چگونه است؟
در این‌جا باید بگویم میراث فرهنگی علی‌رغم اسم بزرگی كه دارد بودجه خیلی كمی دارد، كل بودجه سازمان حدود ١٠٠ میلیارد تومان است كه ٦٠ درصد آن در حوزه میراث هزینه می‌شود و مابقی در سایر حوزه‌ها.
 آیا این 60 درصد كفاف بحث میراث را می‌دهد؟
در این بخش باید با ذكر یك عدد و رقم ساده بحث را باز نماییم، ما در كشور حدود ٣٠ هزار اثر ثبت شده داریم كه اگر هر كدام به‌طور متوسط در سال 100 میلیون تومان جهت حفظ و نگهداری هزینه داشته باشند، به بودجه 3 هزار میلیارد تومانی در سال نیاز داریم و با این كسری بودجه، ما متهم به كم‌كاری می‌شویم

وقتی تو میگویی وطن من خاک بر سر میکنم!

http://up.iranblog.com/Files7/6703cb3928744170bdc6.jpg


وقتی تو می گویی وطن من خاک بر سر می کنم
گویی شکست شیر را از موش باور میکنم
وقتی تو میگویی وطن بر خویش می لرزد قلم
 من نیز رقص مرگ را با او به دفتر می کنم
 وقتی تو می گویی وطن یکباره خشکم می زند
 وان دیده ی مبهوت را با خون دل تَر می کنم
بی کوروش و بی تهمتن با ما چه گویی از وطن
 با تخت جمشید کهن من عمر را سر می‌کنم
وقتی‌ تو میگویی وطن بوی فلسطین میدهی‌
 من کی‌ نژاد عشق با تازی برابر می‌کنم
وقتی‌ تو میگویی وطن از چفیه ات خون میچکد
من یاد قتل نفس با الله اکبر می‌کنم
 وقتی‌ تو میگویی وطن شهنامه پر پر میشود
 من گریه بر فردوسی آن‌ پیر دلاور می‌کنم
بی‌ نام زرتشت مهین ایران و ایرانی مبین
 من جان فدای آن‌ یکتا پیمبر می‌کنم
خون اوستا در رگ فرهنگ ایران می‌‌دود
من آیه‌های عشق را مستانه از بر می‌کنم
وقتی تو میگویی وطن خون است و خشم و خودکشی‌
من یادی از تل زعتر می‌کنم
ایران تو یعنی لباس تیره عباسیان
 من رخت روشن بر تن گلگون کشور می‌کنم
 ایران تو با یاد دین،زن را به زندان میکشد
من تاج را تقدیم آن‌ بانوی برتر می‌کنم
ایران تو شهر قصاص و سنگسار و دارهاست
 من کیش مهر و عفو را تقدیم داور می‌کنم
 تاریخ ایران تو را شمشیر تازی می‌‌ستود
 من با عدالتخواهیم یادی ز حیدر می‌کنم
 ایران تو می‌‌ترسد از نای و نوای چنگ و دف
 من با سرود عاشقی آن‌ را معطر می‌کنم
وقتی تو میگویی وطن یعنی دیار یار و غم
 من کی‌ ٔگل “امید” را نشکفته پر پر می‌کنم

محمود، بخواب! زیرا که لحاف یخ کرد! (طنز - ابراهیم نبوی) √

در راستای اینکه بقایی معاون احمدی نژاد گفته است "احمدی نژاد کورش زمان است" و قبلا مشائی معاون و پدر عروس احمدی نژاد او را در هاله نور دیده بود و رحیمی، معاون اول احمدی نژاد از قول یک عرب سوری گفته بود "اگر پیامبری بخواهد ظهور کند شبیه احمدی نژاد خواهد بود" پس می توانیم نتیجه بگیریم که یکی از شرایط استخدام به عنوان معاون احمدی نژاد این است که آن معاون حتما باید یک دروغ خیلی بزرگ بگوید، وگرنه قبول نیست و با توجه به اینکه اخیرا شخص مذکور که تصور می کند رئیس جمهور ایران است، منشور کوروش را به ایران آورده و هفته گذشته سه ساعت به آن خیره شده بود و می خواست ببیند دکمه اش کجاست، ولی پیدا نکرد، لذا، ده تفاوت احمدی نژاد و کورش را اجمالا عرض می کنیم.


اول، کورش کبیر بود، احمدی نژاد صغیر است و باید بزرگترش برایش تصمیم بگیرد.


دوم، کورش امپراطوری ایران را وسعت بخشید و آن را تبدیل به یک کشور بزرگ کرد، احمدی نژاد با صد نفر از رهبران جهان تلفنی حرف زد.


سوم، کوروش پادشاه شش کشور بود، احمدی نژاد را فامیلش و مردم هم به عنوان رئیس جمهور قبول نداشتند.


چهارم، کوروش برخلاف پادشاهان معاصر خود که خودشان را خدا می دانستند، خود را انسان می دانست، احمدی نژاد برخلاف رهبران کشورهای معاصر خود که از مردم حرف می شنیدند، معتقد بود خداوند با او حرف می زند و دور سرش هاله نور می دید.


پنجم، کورش پادشاهی عاقل بود، احمدی نژاد تعدادی آدم عاقل می شناخت که آنها را زندانی کرد.


ششم، کورش برای تسخیر بابل از دجله گذشت، احمدی نژاد هم برای دیدن جلال طالبانی و دست تکان دادن برای سربازان آمریکایی از دجله عبور کرد.


هفتم، کورش یهودیان را از اسارت آزاد کرد و از حقوق آنان حمایت کرد و موفق شد، احمدی نژاد تصمیم گرفت کشور یهودیان را از روی نقشه پاک کند و موفق نشد.


هشتم، کورش جلوی تجاوز دشمنان مهاجم به ایران را با سربازانش گرفت، احمدی نژاد دستور داد سربازانش به مردمی که زندانی بودند، تا حد ممکن تجاوز کنند.


نهم، کورش پادشاهی عادل بود، احمدی نژاد هم مورد حمایت حداد عادل بود.


دهم، در زمان کورش با خط میخی می نوشتند، احمدی نژاد با زبان میخی حرف می زند.


نتیجه گیری تاریخی: تا وقتی بردیای دروغین در تاریخ قدیم ایران داریم، چرا احمدی نژاد را به کورش تشبیه کنیم.


نتیجه گیری اخلاقی: تنها شباهت کورش و احمدی نژاد این است که کورش هم ریش داشت، البته در آن زمان هنوز تیغ اختراع نشده بود.




مشائی قاسم و دائی جان محمود


اول، مشائی مش قاسم است و احمدی نژاد دائی جان ناپلئون، مشائی می تواند حرفی بزند که احمدی نژاد احساس کند در حال جنگ است، بدون اینکه جنگی اتفاق افتاده باشد. در چنین حالتی مشائی تاریخ جنگ را نوشته و برای ادامه آن برنامه ریزی می کند.


دوم، مشائی هاله نور را دور سر احمدی نژاد تصور می کند، احمدی نژاد باور می کند که هاله نور دور سرش است و تعجب می کند چرا دور سر من است و دور سر مشائی نیست.


سوم، احمدی نژاد سعی می کند از طریق رابطه با خامنه ای باعث ظهور امام زمان شود، اما مشائی از طریق برقراری رابطه امام زمان با خدا، سعی می کند تا انتخابات بعدی جلوی ظهور آقا را بگیرد.


چهارم، مشائی یکی به میخ می زند، یکی به نعل، یکی هم روی دست خودش. اما احمدی نژاد چکش را می زند، بعدا معلوم می شود که روی سر چه کسی خورده که باعث مننژیت گرفتن او شده است.


پنجم، مشائی همان احمدی نژاد است، یک هفته توی وایتکس مانده و تمیز شده، اپیلاسیون کرده و یک بار توسط یک ویراستار ویرایش شده است.


ششم، نصف مشائی زیر زمین است و به همین دلیل همیشه چیزهای تازه ای از او می توان دید، اما احمدی نژاد خودش نصف است، همین که می بینیم تمام اوست، همراه تزئیناتی که اضافه شده.


هفتم، احمدی نژاد یک دیوانه است که عکس عقربه ساعت حرکت می کند، مشائی یک مشنگ است که ثابت می کند همه ساعتها باید به عقب حرکت کنند.


هشتم، احمدی نژاد دیوانه است، او با آنارشیست بازی سعی می کند رای ده درصد مردم طرفدار آنارشیسم را نگه دارد. مشائی یک شارلاتان است، او با لیبرال منشی سعی می کند رای ده درصد طرفداران آنارشیسم را به دست بیاورد.


تبصره: آدم آنارشیست که به لیبرال رای نمی دهد. آدم لیبرال هم که عقل اش می رسد که به چه کسی رای ندهد.


نهم، مشائی حرف هایی می زند که مردم خوششان بیاید، اما کارهایی را انجام داده که مردم خوششان نمی آید، احمدی نژاد حرف هایی زده که بعضی مردم خوششان آمده، بعدا کارهایی کرده که مردم فهمیدند آن حرف ها دروغ بوده.


دهم، مشائی وارد مذاکره با شیطان هم می شود و سعی می کند سرش را کلاه بگذارد، ولی معمولا شیطان خودش کلاهبردار بزرگی است، احمدی نژاد هم وارد مذاکره با شیطان می شود و به او التماس می کند اما به مردم به دروغ می گوید سرش را کلاه گذاشتم و از من اطاعت کرد، یعنی همان کاری که در تخصص شیطان است.


یازدهم، مشائی می داند مردم خورش قورمه سبزی دوست دارند، با این وجود سعی می کند با تبلیغات اشکنه را قورمه سبزی نشان بدهد، مردم هم بعد از قرنها قورمه سبزی خوردن این یکی را می شناسند، احمدی نژاد هم می داند مردم قورمه سبزی دوست دارند، به همین دلیل دستور می دهد هر کسی قورمه سبزی دوست دارد دستگیر کنند و به زندان بیاندازند.


دوازدهم، احمدی نژاد سروته یک کرباس است، مشائی سرش کرباس است، وسطش چیت است، آن طرفش پارچه کت و شلواری است، آخرش هم پارچه حریر هندی.


سیزدهم، احمدی نژاد آدم ساده ای است، اما مشائی  راه راه است، اما سعی می کند پیچیده به نظر برسد.


چهاردهم، احمدی نژاد مثل یک ماشین است که نه فرمان دارد، نه ترمز دارد، نه ضبط صوتش کار می کند. فقط گاز می خورد. مشائی مثل یک ماشین است که ترمز دارد، فرمان هم دارد، ضبط صوتش هم یک هفته "گل پری جون" پخش می کند، یک هفته "سقای دشت کربلا، حسین جان" فقط موتورش کار نمی کند. 
یکشنبه ۲۸ شهریور ۱۳۸۹


e.nabavi(at)roozonline.com